باغ آقاجون
پنج شنبه بعد از کلاس ژیمناستیک رفتیم باغ آقاجون و شنبه عصر برگشتیم . تو اونجا را خیلی دوست داری . از اینکه بریم گلستان و خودت توت بچینی بخوری خیلی خوشت می آید . فصل آلبالو است . با هم کلی آلبالو چیدیم . با دایی محمد الاغ سواری کردی . از صبح شنبه هم با هم حسابی گل بازی کردیم . یک استخر ( به قول تو ) درست کردیم . تو با آبپاش آب می آوردی . با هم قلعه ( به زبون خودت قلقه ) ی گلی درست کردیم . چند بار هم با دایی محمد شطرنج بازی کردی . دایی محمد بعضی وقتها به خاطر غلط غلوط حرف زدنت سر به سرت می گذاشت . ( قلقه - مظاظب ) گل بازی الاغ سواری آلبالو چینی زهرا و عادل ...
نویسنده :
مامان و بابا
9:11


