زهرازهرا، تا این لحظه: 18 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

زهرا امانت الهی

حج عمره

ماه رجب است و یاد سفرمان به سرزمین وحی افتادم . مرداد ماه 1387 بود . مصادف با آخرین روزهای ماه رجب . ما سه تایی اردن بودیم خدا قسمت کرد راهی خانه ی خدا شدیم . با با اون سال حج تمتع رفته بود . من و تو تنها اردن بودیم . قسمت من نبود . حتما لیاقت این سفر را نداشتم . شاید هم مصلحت نبود . تو فقط یک سال و نیمه بودی و شیر منو میخوردی . خلاصه بگذریم که چطور اون روزها را تنهایی گذروندیم . ولی در عوض در ماه خدا ( رجب ) و ماه رسول خدا (شعبان) قسمتمون حج عمره شد . اول سفر من خیلی اضطراب داشتم . آخه اولین بار بود که تنها این مسیر را با ماشین خودمون می رفتیم .  بابا به عزیز گفته بود که با اتوبوس می رویم تا دلوابس نشوند . از امان تا مدی...
9 خرداد 1391

بدون عنوان

زهرا جونم تو خیلی گلی . من و بابا خیلی خوشحالیم که خدا دختر گلی مثل تو به ما داده. از خدا می خام در تربیتت من و بابا رو تنها نگذاره . زهرا هر شب قبل از خواب مسواک می زنه و از من می خاد حتما براش قصه یا کتاب بخونم.البته به یکی دو تا اکتفا نمی کنه . به همین خاطر من مجبورم از اول تعداد کتابها را انتخاب کنم . زهرا به کتاب خیلی علاقه داره. امسال بابا به خاطر زهرا به نمایشگاه کتاب رفت . و چند سری کتاب و نرم افزار خرید . با این وجود چند روز پیش رفتم خانه کتاب و سفارش کتاب جدید دادم. ...
1 خرداد 1391