بدون عنوان
قدقدی دیگه جوجه دار نمیشه
زهرا یه مرغ و یه خروس داره که توی باغ آقاجونه . دیروز به شوخی بهش گفتم بریم خروسه رو بگیریم جوجه کبابش کنیم و بخوریمش خیلی جدی جواب داد : « نه اونوقت قدقدی دیگه جوجه دار نمیشه اونها باید با هم ازدواج کنند . »
نویسنده :
مامان و بابا
1:58
دفاع از حق خود
دیروز توی کلاس ژیمناستیک دوستت سارا اومد و جای شما رو گرفت . وقتی اومدی چندبار به سارا گفتی« اینجا جای منه بلند شو» ولی سارا به حرفت توجهی نکرد تو هم همونجا روی پای سارا نشستی .وقتی سارا اینجوری دید جای شمارو خالی کرد.
نویسنده :
مامان و بابا
22:04
غلط غلوط
آماده سازی زهرا برای رفتن به مهد
دخترم سلام مامان این روزها دغدغه ی اصلی اش آماده کردن تو برای رفتن به مهد است . از مدتها قبل برای پیدا کردن مهد مناسب به تعداد زیادی از مهد کودکهای شهر سر زده ام . بالاخره به این نتیجه رسیده ام که مهد سوفیا جای مناسبی است . به بچه ها اهمیت زیادی می دهند . و به رشد اجتماعی آنها بهای زیادی می دهند . لباس فرمت را چند روز پیش گرفتیم . دیروز و امروز ( ١٩ و ٢٠ شهریور ) با هم رفتیم آنجا . اول ناراحت بودی و اصرار داشتی من هم کنارت در کلاس بشینم . ولی وقتی دیدی مربی اجازه نمی دهد من در کلاس بمانم با فرنیک به قول خودش دوست کلاس ژیمناستیکت رفتی و در کلاس موندی . با برخوردهای خوب مربی ها و استقبال گرم فرنیک کم کم از آن...
نویسنده :
مامان و بابا
15:59
انگلیسی حرف زدن
زهرا تو خیلی علاقه داری زبان انگلیسی را یاد بگیری . گاهی سی دی های اورجینال تماشا می کنی . خیلی دوست داری اسم اشیا مختلف را به انگلیسی یاد بگیری . چند جمله ی کوتاه هم یاد گرفته ای . اما چند روزی است که کار جالبی می کنی . برای خودت انگلیسی حرف می زنی . با لهجه ی خاصی صحبت میکنی و هر جا خواستی منظورت را به ما بفهمونی کلمات و جملات فارسی را با لهجه ی غلیظ انگلیسی ادا می کنی . خیلی از مواقع هم جملاتی می گویی که من از آنها سر در نمی آورم و از تو می خواهم برام ترجمه کنی. هر وقت سوار ماشین می شویم از بابا می خواهی سی دی کتاب pockets را بگذارد و با علاقه به آن گوش می کنی و جملاتو کلمات آن را تکرار می کنی. ...
نویسنده :
مامان و بابا
12:59


