کلک
امروز مامان زهرا واسه ی بعضی کارا رفت بیرون .
منم مشغول کارام بودم . صدای زهرا زدم برای شیر خوردن که بلا فرار کرد . تا اومدم شیرو آماده کنم مدتی طول کشید . دیدم خبری از زهرا نیس . رفتم توی اتاقش نبود تو حیاط ، طبقه پایین و ... خلاصه همه جارو گشتم آب شده بود . نگران شدم و هرچی صدا می زدم جوابی در کار نبود که ناگهان باز شدن کوچکی از کمدشو دیدم . شیطونک بلا چه کارا که نمی کنه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کلک
